ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ آذر ،۱۳٩۳   کلمات کلیدی: کیستی

کیستی که من این گونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم،

کلید خانه ام را در دستت می گذارم،

نان شادیهایم را با تو قسمت می کنم،

به کنارت می نشینم و بر زانوی تو هرچه دلم را خالی میکنم باز پر میشود از تو

چه برکتی دارد دوست داشتنت . . .

می گویند: عشق خدا به همه یکسانَ ست

ولی من می گویم: مرا بیشتر از همه دوست دارد وگرنه به همه یکی مثل تو می داد...

این چنین آرام به خواب می روم؟

کیستی که من این گونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟